اسم اعظم
" اسم اعظم "
بایزید بسطامي در جواب شخصي که از او پرسيد: اسم اعظم کدام است؟ گفت: تو اسم اصغر به من بنماي که من اسم اعظم به تو نمايم، آن شخص حيران شد، پس بدو گفت: همه اسماي حق عظيم اند.
در تفسير ابوالفتوح رازي است که: حضرت امام صادق را پرسيدند از مهم ترين نام اسم اعظم؟ حضرت فرمود او را: در اين حوض سرد رو، او در آن آب رفت و هر چه خواست بيرون آيد فرمود منعش کردند، تا گفت: يا الله أغثني ، فرمود: اين اسم اعظم است؛ پس اسم اعظم به حالت خود انسان است.
جناب خواجه عبدالله انصاري(ره) در كتاب شريف منازل السائرين در باب " بقاء " آورده اند كه :
قال الله عزوجل : " والله خير و ابقي " . و خدا بهتر و پايدارتر است . بقاء نامي است براي آنچه پس از سقوط و فناي شواهد قائم و استوار باقي مي ماند . ( در اين جا مقصود از شواهد " رسوم خلقي " است ، در حالي كه قبلاً به معناي " نشانه هاي شهود " بكار مي رفت . و آنچه پس از فناي همه ي رسوم باقي مي ماند چيزي نيست جز حق تعالي . و بقاء پيش از حضرت جمع نيست و بايد درباره ي آن معناي اين آيه ي شريفه محقق شود كه " كل من عليها فان و يبقي وجه ربك ذوالجلال و الاكرام " ) و آن بر سه درجه است :
درجه نخست : آن است كه پس از فاني شدن علم ( بنده به حق تعالي ، در اثر فناي اصل وجود بنده ) معلوم از جهت عين باقي بماند ، نه از جهت علم . ( يعني حق تعالي ، از حيث ذات باقي بماند ، نه از حيث معلوم بودن . زيرا با انتفاي علم بنده به حق تعالي ، معلوم بودن حق تعالي نيز منتفي مي شود . )
درجه دوم : آن است كه پس از سقوط شهود ( بنده ، حق تعالي را ) مشهود ( = حق تعالي ) از جهت وجود باقي بماند ، نه از جهت نعت .
درجه سوم : آن است كه آنچه از ازل حق بود ، با اسقاط آنچه محو نبوده است ، باقي بماند . ( يعني با اسقاط آنچه از آغاز موجود نبوده تا محو شود . در اين مقام بنده ، موجود به وجود حقاني و باقي به بقاي حق تعالي مي شود . )
ما را ز ما بگير و خودت را به ما بده ...