مکتب تفکیک ؟؟؟  ( این مطلب برای بازخوانی دوباره از آرشیو دی ماه ۸۹ گذاشته شده است)

مکتب تفکیک (مکتب مشهد و مکتب معارف نیز خوانده می‌شود) مکتبی در علوم مذهبی شیعی است که پیروانش بر تفکیک آموزه‌های فلسفی از روش‌های دین‌شناسی تأکید دارند. این مکتب منتج از آموزه‌های میرزا مهدی اصفهانی در مشهد شکل گرفت. او سه دوره زندگانی داشته که در دوره اول(۱۸سال) در نجف دردروس میرزای نائینی شرکت میکرده ودرسلک شاگردان عرفانی آیت الله سید احمد کربلایی بوده وپنج سال شاگردی کرده است. ازآخوندخراسانی وصاحب عروه بهره جسته ویامرحومان بهاری همدانی وسیدعلی قاضی و آقاسیدجمال گلپایگانی مراوده پیداکرده است . اما دوره دوم دوره دگرگونیش بوده وبافلسفه وعرفان به مخالفت برمی خیزد وبه گفته محمدرضاحکیمی تشرفی به محضرحضرت مهدی (عج) پیدا میکند!!!دوره سوم مهاجرت از نجف به مشهداست وتدریس دروس خارج ومعارف.عنوان مکتب تفکیک نحستین بار توسط محمدرضا حکیمی طی مقاله‌ای با همین نام در شمارهٔ ۱۲، سال نهم کیهان فرهنگی ، در اسفند ۱۳۷۱ معرفی شد و شهرت یافت. پس از آن و در سال ۱۳۷۵ وی کتابی با همین نام منتشر کرد و در آن به تفسیر دیدگاه‌های این مکتب و معرفی بنیان‌گذاران آن پرداخت.

تفکیکیون جریان غالب فکری در حوزه علمیه مشهد را تشکیل می‌دهند و چنان در اعتقادات خود راسخند که حضرت امام خمینی(ره) که خود از اعظم اساتید فلسفه و عرفان بودند در سال ۱۳۵۸ به احترام حفظ وحدت عمومی حوزه مشهد و حاکمیت دینی، از ادامه درس تفسیر قرآن خویش که در قالب برنامه «با قرآن در صحنه» از تلویزیون پخش می‌شد، خودداری کرد. یا در دهه هفتاد شمسی با حضور آیت الله جوادی آملی که از فلاسفه بنام و ازشاگردان حضرت علامه طباطبایی(ره) هستند در مشهد برای زعامت حوزه علمیه این شهر مخالفت کردند .

و اما : حکمت شیعی ، حکمتی است که وحی را با برهان حقیقی و عرفان قطعی هماهنگ می‌داند، مکتب تفکیک در نقطة مقابل این عقیده است و در تعریف آن آمده که:
"مکتب جداسازی سه راه و روش معرفت و سه مکتب شناختی در تاریخ شناختها و تأملات و تفکرات انسانی، یعنی راه و روش قرآن، راه و روش فلسفه و راه و روش عرفان"  . "مکتب تفکیک در مورد این سه مبنا و مکتب (وحی، فلسفه، عرفان) تفکیکی است نه تأویلی و مزجی و التقاطی و تطبیقی، زیرا این امر را ناشدنی می‌داند" این مکتب هدف خود را خالص مانی شناختهای قرآنی و سره فهمی این شناختها و معارف می‌شناسد، و در تاریخچة آن باید گفت:هر چند از نظر تحقیقی این مکتب سابقه خود را به نزول قرآن پیوند می‌زند ولی از نظر تنظیم و تألیف، تاریخی بیش از یک قرن ندارد. زیرا بنیان آن را در سدة چهاردهم هجری مرحوم میرزا مهدی اصفهانی بنا بود که پس از وی مرحوم شیخ مجتبی قزوینی آن را ادامه داد، سخن این مکتب این است که تنها راه شناخت حقیقی، راه وحی است. زیرا وحی سخن آخر را در باب معارف می‌زند، اما راه عقل (فلسفه) و راه کشف (عرفان) چون با تفکرات بشری ممزوج شده است. راه به سر منزل مقصود نمی‌برد. نتیجه‌ای که تفکیکیان می‌گیرند اینستک ه:این سه محتوا منطبق نیستند و این همانی ندارند، پس باید از هم جدا گردند و مرزبندی شوند.

میرزامهدی اصفهانی-شیخ مجتبی قزوینی-آیت الله زرآبادی-محمدرضاحکیمی وآیت الله سیدان

بینانگذاران این مکتب بر این باورند که می‌بایست میان روش‌های مختلف دسترسی به حقایق جدایی انداخت. در حقیقت قائل به تفکیک روش‌های مختلف معرفت شناختی هستند. آنان به شدت به روش معرفتی ملاصدرا شیرازی می‌تازند و روش او را موجب خلط روشی شناختی می‌دانند. یکی از معروف‌ترین ایشان آیت الله سید موسی زرآبادی است. دربارهٔ مکتب تفکیک در سال‌های اخیر کتاب‌های چندی نوشته و منتشر شده‌است. برخی تنها به بیان سرگذشت و برخی دیگر به تحلیل مکتب اقدام کرده‌اند. به سال ۱۳۸۷ هم کتاب الهیات الهی یا الهیات بشری در این راستا از حکیمی انتشار یافت. آیت الله صادق لاریجانی یکی از منتقدان این مکتب است.کتاب "آیت عرفان " نیز به سرگذشت یکی از بینانگذاران این مکتب (شیخ علی اکبر الهیان)و دیدگاه‌های وی پرداخته‌است. کتاب صراط مستقیم نقد مبانی مکتب تفکیک تألیف شیخ محمد حسن وکیلی، مبانی و اصول فکری این مکتب را زیر سؤال برده‌است.

حضرت علامه عارف سید محمد حسین طهرانی(ره) از شاگردان علامه طباطبایی و آیت الحق و العرفان سید هاشم حداد(ره) و از منتقدین مکتب مشهد، آراء میرزا مهدی را با آراء شیخ احمد احسائی مشابهت داده و معتقد است رد عرفان و فلسفه از طرف میرزا مهدی ، در اثر «وازدگی نفس» و به‌واسطهٔ «عدم تحمل و عدم وصول» در سلوک و از سر کین می باشد . .

علامه به‌نقل از آیت الله سید جمال‌الدین گلپایگانی، استاد سلوک میرزا مهدی، وی را دارای ظرفیت سلوک نمی‌داند و روانه‌کردن او به ایران را به‌درخواست گلپایگانی و به‌دلیل وخامت اوضاع جسمی او می‌داند. وی ماجرای رؤیت امام عصر(عج) توسط میرزا مهدی به‌صورت مکاشفه در قبرستان وادی‌السلام را بدین صورت ذکر کرده است: از جمله دستورها این بود که :

نوافل خود را به‌نحو نماز جعفر طیار بخواند؛ او در وقتی چنین حالی پیدا کرد (میرزامهدی) که به‌هر جا نگاه می‌کرد، سید جمال می‌دید، و ما هرچه خواستیم به‌ او بفهمانیم این معنای حقیقت وجود نیست... نشد و این رؤیت را دلیل بر آن می‌گرفت که در عالم وجود حجت خدا، سیدجمال است؛ و پس از خارج شدن از این حال برای او شک و تردید پیدا شد که آیا سیر و سلوک حق است و یا باطل؟ و روزی که در وادی‌السلام رفته بوده است در مکاشفه‌ای می‌بیند که حضرت بقیةالله ارواحنا فداه کاغذی به او دادند که در پشت آن کاغذ به‌خط سبز نوشته است: «أنا الحجة ابن الحسن». خودش این مکاشفه را تعبیر به بطلان سیر و سلوک خود نمود...

حضرات زیر از شاگردان میرزا مهدی اصفهانی و مکتب تفکیکی هستند . مکتب تفکیک رابطه ای با عرفان ندارد و محیی الدین ابن عربی و طریق سیر وسلوک مرحوم قاضی(ره) را مردود می دانند :

شیخ مجتبی قزوینی-آیت الله سیدعلی سیستانی-آیت الله حسنعلی مروارید-آیت الله محمدباقرملکی میانجی-میرزاجوادآقا تهرانی-آیت الله سیدصدرالدین صدر-آیت الله هاشم قزوینی-آیت الله محمدحسن بروجردی-آیت الله سیدعلی شاهرودی-محمدتقی شریعتی مزینانی-آیت الله محمدباقرنجفی-سیخ محمودحلبی-آیت الله سیدعلیرضاقدوسی-آیت الله حسین وحیدخراسانی-آیت الله مرتضی علم الهدی

ایت الله وحید خراسانی

عبدعاصی: یادداشت " مکتب تفکیک "  جبهه گیری در مقابل علمای این نظریه نیست و صرفاْ جهت آگاهی خوانندگان وبلاگ می باشد . آیت الله خرازی از علمای بزرگوار قم به نقل از آیت الله وحید خراسانی نوشته که مرحوم میرزا مهدی به امام خمینی ارادت زیادی داشته و حتی آقای وحید می گوید که شنیدم میرزا مهدی در بست شیخ بهایی امام را دید و خم شد و دست ایشان را به خاطر کتاب کشف اسرار بوسید و اضافه می کند اصحاب خاص میرزا مهدی با امام رابطه گرمی داشتند و یه وقتی امام به مشهد رفت و سه ماه ماند و با آن جماعت جلسات گرمی داشت با آنکه با هم اختلاف مشرب داشتند. ایت الله بهجت(ره) میفرمودند ک میرزا مهدی در اواخر عمر از مواضعش برگشت . . .