علامه امینی
یادی از علامه دلسوخته مجاهد سالک پیشه مرحوم علامه آیت الله عبدالحسین امینی(ره)
ای به ولای تو تولای من وز خود و اغیار تبرای من
سود تو سرمایه ی سودای من گر بشکافند سراپای من
جز تو نبینند در اعضای من ناد علیاْ علیاْ یا علی

اصلاْ نام علامه امینی(ره) با یاد و نام مولا علی (ع) گره خورده است . خودش می فرمود : « يك آرزو در دنيا دارم آن هم اين است خدا يك عمر طولاني بدهد و بروم در بیابان خیمه ای بزنم و همه عمر را برای مظلومیت و غربت مولایم علی (ع) گریه کنم ...»
آیت الله تبریزی ملقب به علامه امینی فقط یک تعریف دارد : "عاشق علی(ع)" بود . آیا میدانی " عاشق" یعنی چی ؟ در سال 1281 ه. ش در تبریز بدنیا آمد و بامحبت علی(ع) و عشق حسین(ع) عمری خدمت کرد . می دانی " خدمت به آل الله " یعنی چی ؟ یعنی عبدالحسین . علامه امینی(ره) مجتهد بود و بیشتر وقتش را صرف مطالعه و تحقیق می کرد . او از خاندانی باتقوا و درستکار بود . جدش امین مردم بود و وقتی بعد از 13 سال جنازه اش را به نجف منتقل می کردند بدن سالم بود . علامه امینی(ره) ظاهراً از کودکی عاشق آیات قرآن و کلام نهج البلاغه بوده و همینطوری وجودش از ولایت علی(ع) و اولادش پر شد تا ذوب در محبت شد . محبت علی (ع)...علی(ع)...علی(ع) . در 16 سالگی عازم نجف شد . توکل و انقطاع علامه امینی از غیر، زبانزد عام و خاص بود. علامه هرگاه با مشکلی مواجه میشدند متوسل به اهلبیت، خصوصا امیرالمومنین علی علیه السلام میشدند. زهد و عبادت اسباب علامه(ره) برای نیل به اهدافش بود . چه هدفی عالی رتبه ای که چنین اسبابی عالی مقامی دارد ؟! معروف است بسیار مراقب زبان بود . علامه امینی عقیدهشان بر این بود که اساس خلقت بنا بر محبت است. ایشان میگفتند که تمام عبادات ناشی از محبت است. (هل الدین الا الحب). هر چقدر محبت به خدا بیشتر باشد، از معاصی و گناهان بیشتر دوری میشود. مرحوم علامه میگفتند: کسی که توجهاش در نماز کم است مشکل محبتی دارد.
حضرت علامه امینی(ره) به اقامه نماز شب مقید بودند. همواره پس از نماز صبح، مشغول قرائت قرآن میشدند که با تدبر و تامل همراه بود. ایشان در ماه مبارک رمضان خود را برای روزهداری و عبادات از کارهای دیگر فارغ میکردند و در این ماه 15 ختم قرآن داشتند. چهارده ختم به نیت چهارده معصوم علیهم السلام و یک ختم به نیت پدر و مادر خود. و در ماههای دیگر حداقل یک ختم قرآن داشتند. تاثیر این قرائتها و انس با قرآن در قلم ایشان دیده میشود چرا که نوشتههای ایشان بسیار روان و محکم است و البته تاثیر آن در الغدیر بسیار مشهود میباشد که استشهادهایی که ایشان در الغدیر به آیات قرآن داشتهاند به گونهای بوده که انگار این آیه برای آن موضوع مطروحه نازل شده است. ایشان شدیداً به زیارت جامعه کبیره، زیارت امین الله و زیارت عاشورا معتقد و مقید به خواندنش بودند. و بسیاری از ادعیه را حفظ بودند. علامه امینی میفرمودند که موضوع "زیارات" و "ادعیه" بدان گونه که در مکتب تشیع مطرح شده در هیچ دین و مذهبی طرح نگردیده است. و اگر کسی با این زیارات و ادعیه مانوس بشود و متوجه باشد که چه میخواند و فلسفه و حکمتش را بداند، این فرد، شیعه بیسوادی نمیشود. ایشان میگفتند کسی که زیارت جامعه کبیره را بخواند و بداند که چه میگوید این فرد، شیعه بیسواد نیست. چرا که میفهمد دین یعنی چه.
ایشان هر شب به زیارت حرم امیرالمومنین علی علیه السلام مشرف میشدند و آنقدر آداب را در زیارت رعایت میکردند که مردم میایستادند و به ایشان مینگریستند که آداب را بیاموزند. ایشان با کمال خضوع و خشوع و با حزن، بالای سر امام مینشستند و با برخی الفاظِ زیارات با امام سخن میگفتند و آنقدر اشک میریختند که بر روی محاسنشان جاری میشد و آنقدر غرق زیارت میشدند که اکثراً از یک ساعت هم میگذشت.علامه امینی وقتی در حرم این الفاظ را میخواند که: اشهد انّک تسمع کلامی و ترد سلامی، یقین داشت که مقابل حضرت نشسته و با ایشان صحبت میکند و جوابش را نیز از حضرت میگیرد. و این رتبهی خیلی بالایی در ولایت است. ایشان اکثراً وقتی به زیارت حرم حضرت سیدالشهدا علیه السلام مشرف میشدند با پای پیاده میرفتند. و مسئله قابل توجه اینست که ایشان از راه اصلی نمیرفتند بلکه مسیر را از میان روستاها انتخاب میکردند و شب را به صورت ناشناس در منزل آنها میماندند و در آنجا به سخنرانی در باب معارف دین و اهلبیت علیهم السلام میپرداختند و بدین وسیله طعم شیرین معارف الهی را به کامشان مینشاندند. بعد از نگارش " الغدیر" نسخه ای برای یکی از علمای مصر که شاعرهم بودارسال کرد . او هم درجواب شعری درمدح علامه گفته بود.علامه جواب میدهدکاش قصیده ای غدیریه می گفتیدتادرصف شعرای علی(ع)باشید.شاعرجواب نمیدهد.بعدازمدتی غدیریه وجواب شاعربدستش میرسدکه دخترم درحال مرگ است وحال شعرنبودامااشک ریزان این قصیده راگفتم.علامه(ره)شعررابه حرم مولا(ع)میبرندومیخوانند.دخترشفامیگیرد . او " الغدير " را با قرآن كريم طوري آميخت كه قرآن محوري در شراشر وجوديه اين كتاب شريف موج ميرد . عبدالفتاح عبدالمقصود مصري نويسنده مشهور مي گفت : او به حق از قرآن هدايت مي طلبد . علامه اميني(ره) كتابي دارد به اسم " سيرتنا و سنتنا " كه جواب اهل سنت در اشكال به عزاداري حضرت سيدالشهدا(ع) نوشته شده است .

در ظهر روز جمعه 12 تیر ماه 1349ه. ش دفتر عمرش به پایان رسید .هنگام احتضار لبهای علامه را با آب مخلوط به تربت مقدس كربلا مرطوب ساختند و فرزندشان ـ حاج شیخ رضا امینی ـ دعاهای عدیله، مناجات متوسلین و مناجات المعتصمین را میخواند و علامه هم با حزن و اندوه و در حالی كه اشك از چشمانشان سرازیر بود، دعاها را تكرار میكردند. آخرین سخنانی كه در لحظههای آخر زندگی بر لبان آن مرد بزرگ جاری شد، این بود: "اللهم هذه سکرات الموت قد حلّت فاقبل الیّ بوجهک الکریم، و اعنّی علی نفسی بما تعین به الصالحین علی انفسهم ... "؛ «خداوندا! این سكرات مرگ است كه به سویم میآید. پس به سوی من نظری كن و مرا با آن چه صالحان را كمك میكنی، كمك نما.» بامداد روز شنبه 13 تیر ماه، پیكر علامه از خیابان شاهپور (وحدت اسلامی امروز)تا سه راه بوذر جمهری و از آن جا تا مسجد ارك تشییع شد.پس از انتقال پیکر مطهر علامه امینی به عراق، در شهرهای بغداد، كاظمین، كربلا و نجف نیز پیكر علامه با شكوه فراوانی تشییع شد و پس از طواف دادن پیكر بر گرد آستان مقدس علوی، به وصیت خودشان، در حجرهای از كتابخانه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام ـ كه خود بنیانگذار آن بود ـ به خاك سپرده شد. به تعبیر استاد جلال الدین همایی: «علامه امینی در واقع نمرده، بلكه حیات جاودانی یافته است.»
![]()


در آن نفس كه بميرم در آرزوي تو باشم بدان اميد دهم جان كه خاك كوي تو باشم
علي الصباح قيامت كه سر ز خاك بر آرم به گفتگوي تو خيزم به جستجوي تو باشم
مادرش ميگويد: شيردادن من به فرزندم، عبدالحسين، با شيردادن به ديگر فرزندانم فرق داشت. زيرا هر گاه ميخواستم به وي شير دهم، گويي نيرويي مرا وا ميداشت كه وضو سازم و، با وضو، سينه در دهانش بگذارم! روزها در حسینیه و کتابخانه شوشتریها حتی بعد از رفتن خادم می ماند و غرق در مطالعه بود . چون امکانت رفاهی کم بود خودش میفرمود ک میدیدم قالی ای که بر روی آن نشستم از عرق بدنم خیس شده و تنم انگار تب دارد . سفرهای زیاد علامه (ره) و ارتباط با علمای اهل سنت و ابلاغ پیام " غدیر" عقایدشیعه را زنده نگه داشت و حقانیت آن را به ظهور کشاند . منبرهای پرشور وحرارت ایشان طوری بود که به احترامش علما منبرهاونمازهایش راتعطیل وبه اواقتدامیکردند . او دائم الوضو بود و صبحها هر روز به حرم حضرت امير (ع) مشرف ميشد و سپس به كتابخانه ميآمد.هر زمان نيز كه حاجتي دنبال مطلبي در كتابي ميگشت و پيدا نميكرد يا در جستجوي كتابي به اين سو و آن سو پرسه ميزد و نمييافت، و براي يافتن مقصود خود به مولا عليه السلام متوسل ميشدو از رهگذر لطف مولا مقصودش برآورده ميشد يا مطلبي را كشف مينمود، فورا عبا بر دوش ميافكند و به قول خود «براي تشكر از مولا» به حرم ميرفت . علامه اميني(ره) تاليفات زيادي دارد اما شاهكار جاودان كه معجزه مولاست " الغدير" بود در 11 جلد كه سالها زحمتش را كشيد . مي گفت : رساله من، توضيح المسائل من، و برنامه من همين كتاب الغدير است! بر اثر مطالعه زياد به سرطان ستون فقرات مبتلا شده بود . فهميدي عاشق علي(ع) يعني چي ؟ علامه نسبت به حضرات معصومين عليه السلام بسيار ادب داشت. وقتي وارد حرم مطهر حضرت امير عليه السلام مي شد از پايين به بالاي سر نمي رفت. روبروي حضرت مي ايستاد و گريه شديدي مي نمود. خود ايشان به من فرمودند: « از آن وقتي که در نجف هستم از سمت بالاي سر حرم نرفته ام.» از پايين وارده شده و از همان سمت خارج مي شدند.

علامه اميني تعريف كرده است كه: «مدتها فكر مي كردم كه خداوند چگونه «شمر»(ملعون) را عذاب مي كند؟ و جزاي آن تشنه لبي و جگر سوختگي حضرت سيدالشهدا(ع) را چگونه به او مي دهد؟ تا اين كه شبي در عالم رويا ديدم كه اميرالمؤمنين(ع) در مكاني خوش آب و هوا، روي صندلي نشسته و من هم خدمت آن جناب ايستاده ام، در كنار ايشان دو كوزه بود، فرمود: اين كوزه ها را بردار و برو از آنجا آب بياور و اشاره به محلي فرمود كه بسيار باصفا و با طراوت بود، استخري پرآب و درختاني بسيار شاداب در اطراف آن بود كه صفا و شادابي محيط و گياهان قابل بيان و وصف نيست. كوزه ها را برداشته و رو به آن محل نهادم آنها را پرآب نموده حركت كردم تا به خدمت اميرالمومنين(ع) باز گردم. ناگهان ديدم هوا رو به گرمي نهاده و هر لحظه گرمي هوا و سوزندگي صحرا بيشتر مي شد، ديدم از دور كسي به طرف من مي آيد و هرچه او به من نزديكتر مي شد هوا گرمتر مي شد گويي همه اين حرارت از آتش اوست، در خواب به من الهام شد كه او شمر، قاتل حضرت سيدالشهدا(ع) است، وقتي به من رسيد ديدم هوا به قدري گرم و سوزان شده است كه ديگر قابل تحمل نيست، آن ملعون هم از شدت تشنگي به هلاكت نزديك شده بود، رو به من نمود كه از من آب بگيرد، من مانع شدم و گفتم: اگر هلاك هم شوم نمي گذارم از اين آب قطره اي بنوشد.حمله شديدي به من كرد و من ممانعت مي نمودم، ديدم اكنون كوزه ها را از دست من مي گيرد لذا آنها را به هم كوبيدم، كوزه ها شكسته و آب آنها به زمين ريخت چنان آب كوزه ها بخار شد كه گويي قطره آبي در آنها نبوده است، او كه از من نااميد شد رو به استخر نهاد، من بي اندازه ناراحت و مضطرب شدم كه مبادا آن ملعون از آب استخر بياشامد و سيراب گردد، به مجرد رسيدن او به استخر، آب استخر خشك شد چنان كه گويي سالها است يك قطره آب در آن نبوده است. درختان هم خشك شده بودند او از استخر مأيوس شد و از همان راه كه آمده بود بازگشت، هرچه دورتر مي شد، هوا رو به صافي و شادابي و درختان و آب استخر به طراوت اول بازگشتند، به حضور اميرالمؤمنين(ع) شرفياب شدم، فرمودند:خداوند متعال اين چنين آن ملعون را جزا و عقاب مي دهد، اگر يك قطره آب آن استخر را مي نوشيد از هر زهري تلخ تر و هر عذابي براي او دردناك تر بود. بعد از اين فرمايش از خواب بيدار شدم»
علامه امینی: مختار، از پیشگامان دینداری و هدایت و اخلاص بوده است. و همانا نهضت مقدس او تنها برای برپایی عدالت به وسیله ریشهکن کردن ملحدان و ظلم امویها بود. و به درستی که، ساحت مختار از مذهب کیسانی به دور بود. و نسبتها و تهمتهای ناجوانمردانهای که نسبت به او دادهاند، حقیقت ندارد و بیجهت نیست که ائمه هدی و سروران ما مانند امام سجاد(علیهالسلام) و امام باقر(علیهالسلام)، به گونهای بسیار زیبا، او را مورد ستایش قرار دادهاند و همیشه خدمات او در نزد اهل بیت(علیهم السلام) مورد تقدیر و تشکر بوده است. این بزرگان، همه بر نزاهت و قداست و پاکی و علو مقام و جلالت قدر مختار بن ابیعبید ثقفی اتفاق نظر دادند و همه یک صدا میگویند: مختار از سابقین اخبار است.
حاج آقا رضا اميني فرزندش مي گفت : كريم النفس بود . درچهل سال اقامت در نجف خانه از خودش نداشت . مرحوم آيت الله نجومي مي گفت : در عمرم نديدم كسي مثل علامه اميني نماز بخواند . نماز را با خشوع و قطرات سرازير اشك مي خواند . در مجالس روضه يا حرم مولا (ع) وقتي صداي گريه بلند بود همه مي دانستند كه علامه(ره) انجا حضور دارد . سفرهاي زيادي به هند و سوريه داشت و با خيلي از علماي سني ديدار داشته . شيخ الازهر از ايشان بابت " الغدير" بسيار تشكر كرده است . كتابخانه ايشان در نجف بسيار مشهور و غني است .آيت الله سيدعباس كاشاني(ره) مي فرمود : كتابي را مي خواست كه يكي از علماي نجف در كتابخانه اش داشت ولي به ايشان امانت نمي داد. دلشكسته به حرم مولا علي(ع)رفت و استمداد كرد . صدايي شنيد : " مشكل كتاب تو را پسرم حسين(ع) حل ميكند . " عازم كربلا شد . جواني آمد و به خانه دعوتش كرد . بعد از نهار جوان كتابهايي آورد و ابراز بي نيازي كرد . اولين كتاب را كه علامه برداشت ديد كتاب مورد نظرش است . از جانب حضرت مولا(ع) در خصوص كتابهايي كه ايشان نياز داشته مددهاي فراواني شده است .
در پس پرده نهان بودي و قومي به ضلالت حرمت ذات تو نشناخته گفتند : خدايي
پس چه گويد گر از آن طلعت زيبا كه تو داري پرده برداري و آنگونه كه هستي بنمايي
![]()
شعرا مدائحي زيادي درباره او مي گفتند . اما علامه(ره) غضب مي كرد و مي فرمود : كاش درباره امام زمان(عج) يا غديريه اي مي گفتي . شيخ جوادكربلايي(ره) ميفرمود : علامه(ره)درخواب 8 گاو سياه وحشي ديد كه سمتش مي آمدند . درهمان وقت مولا علي (ع) را ميبيند كه ميفرمايند : نترس و جلو برو . علامه مي رود و شاخ يكي را مي گيرد و پرتاب ميكند . بعد از بيدارشدن صداي دق الباب مي ايد . 8 نفر سياه چهره از رووساي دولت عراق آمده بودند و مي خواستند چاپ الغدير به تعويق بيفتد . او به مولا(ع) توسلي باطني ميكند و در بحث آنها راقانع به چاپ كتاب مي كند . شيخ جواد(ره) از زبان علامه(ره)ميفرمود : رفيق تاجري داشتم كه او هم دوستي سني مذهب داشت . گاهاً باهم لعن خلفا ميكرديم.شبي آن سني من و دوستم رادعوت كرد.بين راه سيدي هم آمدوهمراه شد . به منزل كه كنارشط بودرسيديم درطبقه دوم ديديم كه افرادديگري هم هستند و دروسط منقلي اززغال افروخته آماده وتعدادي سيخ آهني گداخته . وحشت كرديم . فردسني گفت : امشت جزاي حرفهايت راميدهم.سيد ناگهان پريد و گلوي اوراگرفت وازپنجره به شط پرتاب كرد . از خانه فراركرديم .لب شط فردي آماده منتظرما بود .گفت درخواب امام موسي بن جعفر(ع) راديدم كه دستور داد كنارشط بيايم و منتظرشماباشم ...وقتي علامه(ره) به اصفهان ميروند يكي از وعاظ كه بي خبر از حضور ايشان بود گفت : ديشب خواب ديدم همهمه افراد زياد است . پرسيدم چه خبر است اينجا ؟ گفتند كه : اميرالمومنين(ع) تشريف آورده اند . علامه(ره) مظهر مولا (ع) شده بود .
خودش ميفرمود : شب قدر بود . در حرم مولا پيرمرد روستايي امد و كودك فلجش را كنار ضريح گذاشت و با همان لهجه گفت : پسرم . من ميروم كمي فرني بخورم و من تا برگردم امام تو را شفا داده است ! بچه كنار ضريح ماند . من متعجب نگاه ميكردم كه پيرمرد چه يقيني در شفاي طفلش دارد كه دست از غيب هويدا شد و توجهي از ناحيه قدس علوي به طفل شد . كودك بلندشد و پدرش راصدازد . پيرمرد آمد واز امام تشكري كرد و رفت !!! علامه جعفري(ره)ميفرمود:يكي از اقوام خواب علامه اميني(ره)راديده بود كه فرموده بود: اين نامه را به آقاي جعفري بده . ما در برزخ دستمان بسته است بگو درباره اميرالمومنين(ع) كار كنيد . بعداز آن خواب من ترجمه و شرح نهج البلاغه را دست گرفتم . يكي از مراجع حاضر ميفرمود : زماني علامه اميني(ره)ازيكي ازعلمابخاطرعملكرداودرباره يك مسئله ولائي انتقادتندي كرد ومن هم ازاو دلگيرشدم حتي در تشييع علامه شركت نكردم . در عالم رويا ديدم درآن وحشت و گرما وتشنگي علامه اميني(ره)جاي اميرالمومنين علي(ع)ايستاده و از حوض كوثر به مردم ميدهد . از كارخودم پشيمانم وتاالان برايش هرروز استغفار ودعاميكنم . نقل است كه علامه درنجف اشرف دختري از اهل سنت را با ذكر " ياعلي" و توسل باطني شفاداده است . او به احترام سادات تمام قد مي ايستاد اما دريك مجلس سيدي آمدوبلندنشد. همه تعجب كردند.سيد آمد و پرسيد : حضرت آقا ! چه فرقي بين امام حسين(ع)ويزيد بوده و ايا يزيد اميرالمومنين نبود؟ علامه فرمود : بهمين خاطر (باطن اين فرد و عدم تعلقش به مقام ولايت) كه دستي ازغيب شانه هايم رافشاردادتابه احترام او بلندنشوم! ... فردي مي گفت : گردن كسي شمائلي از طلا از تصوير مولا(ع)ديدم . هم دلم مي خواست هم حرمت طلابراي مرد را ميدانستم . خدمت علامه(ره)بودم كه فردي كيسه اي آورد و ايشان به من هديه كردند . بعداً كه بازكردم ديدم شمائل مولا(ع) است از سنگ مرمر . علامه(ره) بر ضميرم آگاه شده بود . شيخ آغابزرگ تهراني(ره) بعدازآگاهي از مطالب الغدير و ابهت آن ميفرمود : از خدا طلب كردم كه بقيه عمر مرا به علامه اميني(ره)بدهدتا " الغدير" را تمام كند .
عبد عاصي : بارها در كلام آيت الله بهجت(ره) نام و ياد علامه اميني(ره) راشنيده ايم . خدايش بيامرزد . در سایت یاسین مدیا نعدای از سخنرانیهای ایشان وجود دارد . راستش هروقت درباره تلاشي كه در راستاي احياي ولايت اميرالمومنين علي(ع) كرده است فكر ميكنم شرمنده ميشوم . ما وبلاگ " علي ولي الله " را زديم و فكر ميكنيم فتح الفتوح كرديم . بنده بارها مزار ايشان را در نجف اشرف در آن كتابخانه نوراني زيارت كرده ام . خاك پاي علامه اميني(ره) سرمه چشمان من . خاك پايش شافع روز قيامت من . و هر وقت با خودم فكر ميكنم و ياد غربت مولا علي(ع) مي افتم دلم مي خواهد زمين باز كند و من فرو روم . بر زميني زندگي ميكنم كه حق ولي الله الاعظم را غصب كردند . همه عمر را بر غربت مولا (ع) اشك ريختن بايد آرزوي ما هم باشد . غربت علي(ع) نفسم را بند مي آورد . علي ..علي ... علي ....چقدر نامت زيبا و دلنشين است .. علي ... رافع غمهاست نام و ذكر علي ... علي ... عبادت است نام علي ...علي ....علي ...فداي مظلوميتت يا علي ...يا مولا ...كاش ما را در ايوان طلاي تو در كنار تو دفن كنند يا علي ... علي جانم ...
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولايت اميرالمومنين و الائمة المعصومين عليهم السلام

بروح علامه سالک حاج شیخ عبدالحسین امینی(ره) و همه شیعیان و محبین مرتضی علی(ع) از خلقت آدم تا قیامت کبری الفاتحه مع الصلوات
ما را ز ما بگير و خودت را به ما بده ...